سيد محمد حسن بني هاشمي خميني

588

توضيح المسائل مراجع ( فارسي )

باشد كه اگر صاحبش خواست شكار را از او بگيرد به ممانعت و ستيز برنخيزد . [ پايان شرط اوّل ] ( 4 ) بهجت : و تربيت شدن سگ به اين است كه غالباً موقع كشتن شكار آن را نخورد ولى اگر اتفّاقاً شكار را بخورد ، اشكال ندارد . [ پايان شرط اوّل ] ( 5 ) فاضل : ولى اگر عادت به خوردن خون شكار داشته باشد يا . . ( 6 ) مكارم : اوّل : سگ طورى تربيت شده باشد كه هر وقت آن را براى گرفتن شكار بفرستند برود و هر وقت از رفتن جلوگيرى كنند بايستد ، بلكه همين اندازه كه سگ را براى شكار تربيت كرده‌اند كافى است ، و لو اين كه وقتى چشمش به شكار افتاد ، خودش حركت كند و به سوى شكار برود ، ولى احتياط واجب آن است كه اگر عادت دارد پيش از رسيدن صاحبش شكار را مىخورد ، از شكار او اجتناب شود ؛ امّا اگر گاهى شكار را بخورد ، يا فقط خون او را بخورد ، اشكال ندارد . ( 7 ) بهجت : بنا بر أظهر . . ( 8 ) [ شرط دوم در رساله آيت الله مكارم نيست ] ( 9 ) مكارم : دوم : . . ( 10 ) مكارم : بنا بر احتياط واجب بايد . . ( 11 ) سيستانى : به تفصيلى كه در شرايط شكار با اسلحه گذشت . [ پايان شرط سوم ] ( 12 ) مكارم : [ و ] كسى كه نسبت به اهل بيت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم اظهار دشمنى كند ، مسلمان نيست و شكار او اشكال دارد . [ پايان شرط دوم ] ( 13 ) خوئى ، فاضل ، تبريزى ، زنجانى : اگر كافر يا كسى كه در حكم كافر است مانند غالى و خارجى و ناصبى يعنى شخصى كه اظهار دشمنى با اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مىكند . . ( 14 ) سيستانى : چهارم : شكارچى وقت فرستادن سگ يا پيش از رسيدنش به حيوان . . ( 15 ) بهجت : در صورتى كه معتقد به وجوبِ بردنِ نام خدا در اين هنگام بود و يا اگر معتقد نبوده ، عادت به بردن نام خدا داشت . . ( 16 ) گلپايگانى ، خوئى ، صافى ، تبريزى ، سيستانى ، زنجانى : [ پايان شرط چهارم ] ( 17 ) بهجت : بنا بر احتياط بايد از آن شكار اجتناب نمايند ، اگر چه بنا بر أظهر مانعى ندارد . . مكارم : سوم : هنگام فرستادن يا حركت كردن سگ بايد نام خدا را ببرد ، ولى اگر از روى فراموشى آن را ترك كند ، اشكال ندارد و لازم نيست پيش از فرستادن سگ نام خدا را ببرد ، بلكه اگر پيش از آن كه سگ به شكار برسد نام خدا را ببرد حلال است . . ( 18 ) مكارم : چهارم : . . ( 19 ) مكارم : پنجم : . . ( 20 ) اراكى : و به طور معمول با شتاب به دنبال صيد رفته . . ( 21 ) سيستانى ، زنجانى : ولى نه از جهت تأخير غير معمول در رسيدن به شكار ؛ امّا اگر وقتى برسد كه به اندازهء سر بريدن وقت باشد و سر حيوان را نبرد تا بميرد حلال نيست . ( 22 ) [ قسمت داخل پرانتز در رساله آيات عظام : خوئى ، گلپايگانى ، فاضل ، تبريزى و صافى نيست ] ( 23 ) بهجت : و بنا بر أحوط ، شكارچى بايد خودش را زود به شكار برساند كه اگر زنده است ، او را به دستور شرع سر ببرد و اگر عجله نكرد چه معذور باشد يا نه و احتمال بدهد كه بعد از شكار كردن هنوز شكار زنده بوده و بعداً مرده است ، پاك و حلال بودن شكار مشكل است .